غزل امام حسن عسکری علیه السلام
انتخاب فیلم رستاخیز را به عنوان بهترین فیلم و برنده سیمرغ به ظاهر بلورین جشنواره ی فیلمی که به ظاهر عنوان مبارک فجر را یدک می کشد، به همه سینماگران و سینمادوستان و منتقدان با وجدان سینمای ایران تسلیت عرض می کنم.
چه قدر جالب است که از میان این همه مقتل نفیس و واقعیت های ذهنی ای که توسّط منبریان و ذاکران اهل البیت علیهم السلام در خاطرمان نشسته است، با فرار از حقیقت واقعه ی عاشورا، جوگیرانه و با قرائت اندیشه های سیاسی محض شهید جاوید و تئوریکال دکتر شریعتی جامعه شناس، لاو استوری عاشورایی دو عاشق و معشوق زمینی را به تصویر کشیدند. مرحبا بر احمدرضا درویش و اعوان و انصارش. مرحبا به داوران شاخ شمشاد سی و دومین جشنواره ی فیلم فجر و مرحبا به ...
و درود به عوامل فیلم های چ و شیار ۱۴۳
طعم آشنایی
بارها بار با دو چشم دلم، دیده ام رسم دلبری تان را
در نمازم شنیده ام گه گاه، ذکر الله اکبری تان را
من یتیم ندیدنت هستم، ای زحل! دست من به دامانت
می شود ماه! سامرا بدهی، نسیه یا نقد مشتری تان را؟
درد عشقی کشیده ام آقا! از خودم هم بریده ام آقا!
دانه دانه چشیده ام آقا! طعم انگور عسکری تان را
گرچه در کنج قلعه محصورید، گرچه از شیعیان خود دورید
بادها در بغل به عاشق ها، می رسانند رهبری تان را
گرچه زندانتان شکنجه نداشت، غیر درد و به غیر رنجه نداشت
در و دیوار قلعه می دیدند، رنج موسی بن جعفری تان را
در کنار زلال منبرتان، دوش بر دوش «احمدِ اسحاق»
عاقبت شعرواره ام آموخت، شیوه ی ذرّه پروری تان را
مجید لشکری
شادی دل فرزند برومند امام خوبی ها، حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشّریف «صلوات»

قال الصّادق علیه السّلام: