تبليغاتX
بیت به بیت

بیت به بیت
 
قالب وبلاگ
حلقه ی رندان

 

بی نهایتی مختصر

مثل هر شب نگاه مادر من ، خیره بر چارچوب در شده است

آن قدر خیره مانده یک نقطه ، که نگاهش دوباره تر شده است

 

مادرم از گلایه ها سیر است ، مادرم نوجوان ولی پیر است

مادرم بستری - زمین گیر است ، مادرم دست بر کمر شده است

 

زخم بستر برید امانش را ، سوخت آن قامت کمانش را

طاقتش هرچه قدر کم شده است درد پهلوش بیشتر شده است

 

زن همسایه چند روزی پیش ، با گروهی عیادتش آمد

با همین گوش خود شنیدم گفت: « فاطمه مثل محتضر شده است »

 

جامه ای کرد بر تن حسنش ، کفنی هم گذاشت دست حسین

زینبش را فقط سفارش کرد نکند عازم سفر شده است:

 

« دخترم! کربلا برای حسین ، مثل خواهر نه! مثل مادر باش

چون شنیدم که از مصیبت او سعد وقّاص با خبر شده است »

...

کربلا هیزم تر آوردند ، اشک از دیده ها در آوردند

دامن خیمه های آل الله با همان شعله شعله ور شده است

 

بگذارید نوحه خوان بشوم بگذارید نیمه جان بشوم

بگذارید قدکمان بشوم حرفی از کربلا اگر شده است

 

چهارده قرن مادرم زنده است نور او تا همیشه پاینده است

شرح او بی نهایتی ابدی است قصه اش گرچه مختصر شده است

 

آجَرَکَ الله یا صاحبَ الزّمانِ فی مُصیبَةِ اُمِّکَ الکُبری فاطمةَ الزّهرا سلامُ اللهِ عَلیها


موضوعات مرتبط: حضرت فاطمه زهرا علیهاالسّلام
[ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ] [ 20:25 ] [ مجید لشکری ]

لهوف پرپر

به چشم خیس خودش خیره شد مقابل را

نزول آیه ی «یا ایّها المزمّل» را

 

فراگرفت دو دریای سرخ از سر شوق

به وسعت گل رویش کران و ساحل را

 

لهوف پرپر خود را ورق ورق می خواند

مرور کرد به همراه او مقاتل را

 

برای اینکه ببوسد تمام هستی خویش

زدود از آینه ی دل غبار حائل را

 

فقط به پهلو و پایش اشاره کرد و نکرد

حدیث نخوت شلّاق را سلاسل را

 

هر آنچه را که شنیدند پیش رویش دید

جراحت لب و دندان و زخم قاتل را

 

چه گیسوان سپید و چه گونه های کبود!

کسی به طفل ندید اینچنین شمایل را

 

نگاه جاری بابا به حرف آمد و گفت:

سه ساله با چه توان طی کند فواصل را؟!


موضوعات مرتبط: حضرت رقیه سلام الله علیها
[ دوشنبه هفتم آذر 1390 ] [ 12:19 ] [ مجید لشکری ]

خواهی نشوی هم رنگ...

سی سحر نه، که بیست-سی رمضان، رفت و مهمان ماه ها نشدیم

دست ابلیس بسته بود امّا، ما بَری از گناه ها نشدیم

 

آه از زشتی عمل هامان، وای از تلخی عسل هامان

دوری راه را شنیدیم و مرد این کوره راه ها نشدیم

 

فیلم ها، صحنه های مسئله دار، و قنا ربّنا عذابَ النّار

شرم را ماهواره ها بردند، سر به زیر نگاه ها نشدیم؟

 

روسپیدان سیاه رو شده اند، روسیاهان سپیدتر از پیش

چهره هم رنگ این جماعت شد، همره روسیاه ها نشدیم

 

سینه لبریز شرک های خفی ست، پارتی، پول و پست بت شده اند

خورد سر ها به سنگ گور افسوس، بنده ی «لا إله»ها نشدیم

 

چاله و چاه را نفهمیدیم، راه و بیراه را نفهمیدیم

کوه را کاه را نفهمیدیم، دور از این اشتباه ها نشدیم

 

آسمان عاق می کند ما را، بس که کفران خلق را دیده است

بال و پرهای توبه بگشایید، تا زمین گیر «آه» ها نشدیم

 

 


پ.ن: بعضیا دعا کردن ام بلد نیستن، مثلا:

خدایا از عمر من بکاه و به عمر فلانی بیفزای

یه سؤال دارم: رحمت خدا اندازه داره؟

رحمة الله الواسعة که یادمون نرفته رفقا! خنده داره که اینجوری دعا کنیم. وقتی خدا رحمتش بیکرانه، وقتی خدا علی کلّ شیء قدیره، میتونه هم به عمر تو اضافه کنه هم عمر محبوبت...

شخص کریم جود بلا شرط می کند

آری خدا هرآنچه دهد رایگان دهد

خدا عمر با عزّت برا هممون عنایت کن، الهی آمین

علی علی...


موضوعات مرتبط: حضرت امام زمــان علیــه السّــلام، رمضان
[ شنبه دوازدهم شهریور 1390 ] [ 17:39 ] [ مجید لشکری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

قال الصّادق علیه السّلام:
مَن قالَ فینا بَیتَ شِعر بَنَی اللهُ لَهُ بَیتًا فِی الجَنَةِ
کسی که برای ما بیتی شعر بسراید، خداوند برای او بیتی در بهشت بنا می کند.
وسائل الشیعه جلد10 صفحه467

بیتی می دهند در ازای بیت
بیت به ازای بیت
بیت به بیت

آدم باشم، خرابش نکنم...

----------------------------
استفاده از اشعار این وبلاگ، با ذکر منبع و لینک مربوطه بلامانع است